جوان آنلاین: محمدسعید عبداللهی، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده، در گفتوگو با جوان میگوید اگر بخواهیم درباره نقش زنان، مادران و دختران در روزهای جنگ، در بحبوحه بحران و حتی در دورهای که امروز میتوان آن را «صلح مسلح» نامید سخن بگوییم، باید ابتدا این مفهوم را توضیح دهیم که ما اکنون در شرایطی قرار داریم که اگرچه آتشبس برقرار است، اما همچنان امکان درگیری و تقابل میان طرفین وجود دارد. البته جمهوری اسلامی ایران هیچگاه آغازگر جنگ نبوده و همواره این دشمنی و کینهتوزی دیگران بوده که ملت ما را ناچار به دفاعی جانانه و همهجانبه کرده است.
عبداللهی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه زنان، مادران و دختران این سرزمین، در جنگ ۱۲ روزه، در جنگ رمضان و اساساً در تمام بزنگاههای تاریخی کشور چه نقشی ایفا کردند، میگوید: اگر به گذشته نگاه کنیم، چه در دوران دفاع مقدس هشتساله و چه در روایتهایی که سینهبهسینه از پدران و مادران خود، در عشایر و مناطق مختلف کشور شنیدهایم، همواره با جلوههایی از رشادت و دلاوری زنان مواجه میشویم. اساساً تاریخ نشان میدهد که جنگ، همواره چهرهای زنانه نیز داشته است. اگر به تاریخ جهان رجوع کنیم، میبینیم که حتی در قرن چهارم پیش از میلاد، در یونان باستان، در آتن و اسپارت، زنان در صفوف لشکر و میدانهای نبرد حضور داشتند. در روایتهای تاریخی آمده است که در لشکرکشیهای اسکندر مقدونی نیز زنان حضور داشتند. مورخان از زنان اسلاو نام بردهاند که همراه پدران و همسران خود به جنگ میرفتند. حتی در آثار کشفشده مربوط به محاصره قسطنطنیه، در میان کشتهشدگان، تعداد زیادی زن دیده شده است.
عبداللهی میافزاید: در جنگ جهانی اول و دوم نیز، حضور زنان به اوج خود میرسد و نقشآفرینی آنها آشکارتر از همیشه در تاریخ ثبت میشود. در واقع، ما همواره نقش زن را در روزهای جنگ، روزهای صلح مسلح و حتی در دوران بازگشت به زندگی عادی مشاهده میکنیم؛ زنانی که نشان میدهند چگونه «زور زندگی» بر جنگ غلبه میکند.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده اضافه میکند: من پیش از جنگ ۱۲ روزه، از هفتم اکتبر به بعد، همواره با نگاهی تحسینآمیز به زنان و دختران غزه نگاه میکردم. زنانی که در میانه بمبارانهای رژیم اشغالگر، همچنان زندگی را ادامه میدادند، وظایف مادری و زنانه خود را انجام میدادند و اجازه نمیدادند جنگ، حیات اجتماعی را متوقف کند. دخترانی که در مدارس ویرانشده حاضر میشدند، یا در خرابهها جلسات دفاع و آموزش برگزار میکردند، در واقع نشان میدادند که زندگی چگونه بر جنگ غلبه میکند.
وی تأکید میکند: در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان نیز، زنان سرزمین ما دقیقاً همین نقش را ایفا کردند. آنها نهفقط نقش پشتیبانی یا نقشی منفعل، بلکه نقشی کاملاً فعال و اثرگذار داشتند. زنان، کنشگران واقعی میدان بودند و در حفظ انسجام و روحیه خانواده نقش تعیینکنندهای ایفا کردند. در حقیقت، زنان در جنگ رمضان با یک وظیفه دوگانه مواجه بودند؛ از یک سو باید بر ترسها، نگرانیها و اضطرابهای خود غلبه میکردند. آنها نگران همسران، فرزندان، نزدیکان و شرایط کشور بودند و کنترل عواطف در چنین شرایطی کار سادهای نیست. اما از سوی دیگر، همین زنان در متن میدان، کنشگرانی فعال بودند.
عبداللهی تصریح میکند: ما زنانی را دیدیم که در بیمارستانهای هدف قرار گرفتهشده، نوزادانی را که حتی فرزند خودشان نبود، در آغوش گرفته و از میان دود و آتش بیرون میکشیدند. زنانی را دیدیم که در قامت معلم، پرستار، امدادگر و فعال اجتماعی، در میدان حضور داشتند و نقشآفرینی میکردند. در دوران دفاع مقدس نیز نمونههای فراوانی از این دست وجود داشت؛ زنانی که هم بار سنگین عاطفی جنگ را تحمل میکردند و هم وظایف حمایتی و عملیاتی را بر عهده میگرفتند.
وی با اشاره به مهمترین دستاوردهای جنگ رمضان اضافه میکند: باید از «تجربه خیابان» سخن بگوییم؛ تجربهای که نقش محوری در آن با زنان بود و نشان دادند در مواجهه با بحرانها تا چه حد توانمند هستند. هم از نظر تعداد حضور و هم از حیث هدایت و سازماندهی فضا، زنان نقش اصلی را ایفا کردند. امروز وقتی در خیابان قدم میزنیم، بهوضوح میبینیم که زنان چگونه خیابان را به صحنه زندگی تبدیل کردهاند. بهعنوان مثال، وقتی در خیابانهای قم، از میدان مفید حرکت میکنم، با صحنههایی مواجه میشوم که کاملاً معنادار است؛ غرفههایی برای بازی کودکان، بساط نقاشی، اسباببازی، دخترانی که سرود و همخوانی اجرا میکنند و زنانی که کنار آنها ایستادهاند و فضا را مدیریت میکنند.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده تصریح میکند: در بخشی دیگر، زنانی را میبینیم که به کودکان غذا میدهند، یا پرستارانی که خدمات اجتماعی و درمانی ارائه میکنند. حتی زنانی که خدمات دندانپزشکی و کمکهای مختلف مردمی را ساماندهی میکنند. در واقع، حضور میدانی و اجتماعی زنان در خیابان، تأثیری شگفتآور بر فضای عمومی جامعه گذاشته است. این تجربه را پیشتر نیز در دفاع مقدس داشتیم. اما نکته بسیار مهم این است که این حضور، چه تأثیری بر آینده زنان خواهد داشت.
وی بیان میکند: تجربه دفاع مقدس نشان داد که وقتی زنان وارد میدان شدند، نگاه سیاستگذاران و مدیران کشور نسبت به ظرفیت زنان تغییر کرد و افق جدیدی برای نقشآفرینی آنها در عرصه حکمرانی و مدیریت اجتماعی گشوده شد. امروز نیز حضور پررنگ و شگفتآور زنان در میدان، این پیام را به همراه دارد که در آینده میتوان مسئولیتها و نقشهای بیشتری به زنان سپرد. این موضوع بسیار مهم و تعیینکننده است. در کنار این مسئله، نباید از اهمیت «روایتگری» غافل شد. زنان نباید اجازه دهند روایت این روزها فراموش شود. همانگونه که کتاب «دا» توانست روایت زنانه دفاع مقدس را به شکلی اثرگذار ثبت کند و حتی در سطح جهانی دیده شود، امروز نیز زنان میتوانند با روایت صحیح این روزها، هم آینده خود را تضمین کنند و هم حافظه تاریخی جامعه را شکل دهند.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده میافزاید: از سوی دیگر، زنان در این روزها نشان دادند که تا چه اندازه در مواجهه با بحرانها توانمند هستند. نمونههای فراوانی از صبر، استقامت و تابآوری زنان دیده شد. برای مثال، مادری که در مصاحبهای میگفت هنوز برایش زود است که مادر شهید باشد و چهره فرزندش لحظهای از ذهنش دور نمیشود، اما در عین حال تأکید میکرد که امروز مهمترین مسئله برای او، انتقام خون رهبر شهید است. این سطح از بصیرت، آگاهی و تشخیص اولویتها، نشاندهنده عمق فهم اجتماعی زنان این سرزمین است.
وی ادامه داد: نمونه دیگری از این آگاهی را در سخنان دختر جوانی دیدم که شاید ظاهر و پوشش او با الگوهای رایج مذهبی تطابق کامل نداشت، اما میگفت: «هر شب غسل شهادت میکنم و به خیابان میآیم.» او جملهای از رهبر شهید را تکرار میکرد که «اگر شهید نشوی، میمیری.» این نشان میدهد که بسیاری از زنان و دختران ما، بهرغم تفاوتهای ظاهری، از بصیرت و درک عمیقی نسبت به شرایط زمانه برخوردارند و در متن میدان حضور دارند.
عبداللهی اظهار کرد: نکته بسیار مهم دیگر این است که زنان، مادران و خواهران ما، در این شبها در حال انتقال آرمانخواهی به نسل نوجوان و کودک هستند. آنها از آرمان، وطن و مقاومت مراقبت میکنند. زنان، مفهوم وطندوستی را با دینداری پیوند زدهاند و این مفاهیم را به نسل جدید منتقل میکنند. در کنار این مسئله، خیابان فرصتی برای بازسازی روابط خانوادگی نیز ایجاد کرده است. پدر و مادرها در این پیادهرویها و تجمعات، فرصتی پیدا میکنند تا با فرزندان خود گفتوگو کنند؛ فرصتی که شاید در زندگی روزمره و درگیر شدن افراد با تلفن همراه و فضای مجازی کمتر فراهم میشد. همین حضور در میدان، باعث میشود فضاسازیهای رسانهای دشمن نیز تا حد زیادی خنثی شود. برای مثال، زمانی که بحث مذاکره مطرح شد، بسیاری نگران شکلگیری دوقطبی و اختلاف در خیابان بودند؛ اما فضا بهخوبی مدیریت شد و مردم، با وجود تفاوت دیدگاهها، انسجام خود را حفظ کردند.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده تصریح کرد: در این میان، زنان نقش کلیدی داشتند. حتی زنانی که مشکلات معیشتی داشتند و همسرانشان کارگر بودند، با دردست گرفتن پلاکاردهایی ساده، از مسئولان میخواستند که در کنار مردم باشند و برای حفظ کشور بیشتر تلاش کنند. یکی از مهمترین اتفاقاتی که در این شبها رخ داد، شکلگیری همدلی اجتماعی بود. امروز میبینیم که زنی محجبه، دختر جوانی را که شاید پوشش متفاوتی دارد در آغوش میگیرد و بر پیشانی او بوسه میزند. این صحنهها نشان میدهد که وطن و پرچم، به محور وحدت و همدلی تبدیل شدهاند. بسیاری از دخترانی که در حوادث سال ۱۴۰۱ حضور داشتند، امروز در همین خیابانها حضور دارند؛ اما تفاوت مهم اینجاست که حضور امروز آنها، حضوری آگاهانه، اجتماعی و مبتنی بر فهم مشترک از وطن و مقاومت است.
وی خاطرنشان کرد: نکته پایانی این است که زنان نباید روایت جنگ رمضان را فراموش کنند. این مسئله آنقدر اهمیت دارد که آیتالله مجتبی خامنهای نیز در پیامهای خود، بارها به این حضور مردمی و شبانه اشاره کردند و فرمودند که در روزهایی که کشور بدون رهبر و فرمانده کل قوا بود، این مردم بودند که اقتدار کشور را حفظ کردند. بدون تردید، بخش مهمی از این مردم را زنان تشکیل میدادند و همین مسئله، اهمیت حضور زنانه در خیابان را نشان میدهد. زنان ما تا امروز شگفتآور عمل کردهاند؛ چه در محافل مذهبی، چه در تقویت امید و آرامش اجتماعی و چه در حفظ انسجام ملی. اما پرسش آینده این است که چگونه باید این سرمایه اجتماعی حفظ شود؟ چگونه میتوان نسل نوجوان و جوان را از بازگشت به همان فضای منفی و مخرب رسانهای دور نگه داشت؟ پاسخ این پرسش، بار دیگر ما را به نقش زنان بازمیگرداند؛ زنانی که میتوانند در آینده نیز، همچون امروز، نقشی محوری در هدایت فرهنگی، اجتماعی و هویتی جامعه ایفا کنند.